تبلیغات اینترنتیclose
اشعار 9
پیچک ( شهاب مقربین )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

مثل یک خوشه ی انگور

که هر روز تازه به تازه از بازار می خری 

هرچیز تازه آب و رنگی دارد 

نه ؟

 

مثل یک خوشه ی انگور 

که گوشه ی سبدت از یاد رفته باشد

هر چیز که می ماند ، می گندد و از چشم می افتد

نه؟

 

مثل یک خوشه ی انگور 

هرچیز که در هوای تو بماند 

می تواند شراب کهنه ای باشد مرد افکن

 

هست؟

 

مثلِ یک مستِ لایعقل 

چه قــــــــــدر

گریه

دلم 

می خواهد 

.

 

شهاب مقربین

http://mahdarmohagh.persianblog.ir/tag/%D8%B4%D

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار 9, | بازديد : 386

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

از میان جمله‌ی آدم‌ها

بیرونت کشیدم

تو یک کلمه‌ی شیرین بودی


کلمه‌ی عشق نه

عشق تلخ است


کلمه‌ی دوستی نه

 شوق نه

دوستی گَس است و  شوق شور


تو مثل کلمه‌ی خیال   مثل کلمه‌ی خواب

شیرین بودی

 

از میان جمله‌ی آدم‌ها

بیرونت آوردم

آوردم

چون کلمه‌ای عزیز

در پرانتزِ آغوشم

 

مثل کلمه‌ی خواب

پریدی و رفتی

میان جمله‌ی آدم‌ها

 

 

شهاب مقربین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار 9, | بازديد : 315

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

دو کلمه

**

دنبال دو کلمه می گشتم

دو کلمه

مانند پچ پچ دو برگ

در گوش هم

یا زمزمه ی دو لب

در جست و جوی یک بوسه

 

دنبال دو کلمه می گشتم

مانند دو گوشواره

که آویزه ی گوشـت کنم

 

کلمات صف کشیدند

دسته دسته

دستبند تو شدند

کلماتی که دستت را دوست می داشتند

 

تو چنگ زدی

از هم گسیختی

رشته ی کلمات را

در هم ریختی

فرو انداختی

هر یک را به گوشه ای

دنبال یک کلمه می گردم

یک کلمه ی خاموش

مانند یک بوسه

که جمع کند همه ی کلمات را

روی لب های تو

 

 شهاب مقربین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار 9, | بازديد : 505

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

در میدان ساعت

خودکارش را روی کاغذ می‌کشد سرباز

نمي‌نويسد

پرتاب می‌کند توی جوی آب

به ساعتش نگاه می‌کند

- ساعت میدان خوابیده -

مرخصی‌اش‌ تمام شده

با حسرت به من نگاه می‌كند

می‌رود

 

من تمام روزهای عمر مرخصم

و خودکارم آن‌قدر جوهر دارد

که این کاغذها را سیاه کنم

و بسپارم به باد

مانند پرچم ارتشی پیروز

در میدان ساعتی که خوابیده

 

 

شهاب مقربین

http://shahabmogharabin.blogfa.com/post-184.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار 9, | بازديد : 324

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 بهمن 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

اگر

 

**

 

اگر زمین

بر مداری دیگر می‌گشت

و روزها و شب‌ها

جای شب‌ها و روزها را تنگ نمی‌کردند

تنگ

چندان که گور لحظه‌های ما باشند

و سنگ بر سنگ ، آسیاب‌شان

نوبت ما را

خرد و خمیر نمی‌کرد

اگر

بر مداری دیگر می‌گشت ...

 برمی‌گشت

 

 

شهاب مقربین

http://shahabmogharabin.blogfa.com/

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار 9, | بازديد : 316

صفحه قبل 1 صفحه بعد